فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
161
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
از وى برجاى نماند . شاه عباس نان بخور و نميرى كه آن هم هرلحظه در معرض قطع و بريدن است بدانها مىدهد تا زندگى بسيار حقير و فقيرانهء خود را بگذارنند . اين شاهزاده غالبا نزد سفير مىآمد و حركات و سكنات و آزادگى و بزرگواريش مشعر بر آن بود كه از دودمانى برتر از مردم عادى است . او غالبا به عاليجناب مىگفت كه مايل است با وى به اسپانيا برود . از شيوهء زندگى و لباسهاى ما لذت مىبرد و جلب خاطر وى به حقانيت دين مسيح زحمت چندانى نداشت . چون پيش از اين اشارهاى به آقا رضا حاكم دابول كردهايم بىموقع نيست و بلكه مناسب است كه در اين سفرنامه كمى بيشتر و خصوصىتر دربارهء مسجد زيبائى كه به خرج وى در شيراز بنا مىشود سخن بگوئيم . اين مرد فرزند قصابى فقير بود و در سنين جوانى از زادگاهش شيراز - با چند جوان شيرازى ديگر براى جنگ به هندوستان رفت . او از اينكه توفيق يافته بود كه با چند سال خدمت در دستگاه حكومتى حيدرخان حاكم ايالتهاى دكن و شونكن « 125 » نزد شاه به كوشائى و هوشمندى و حسن قضاوت معرفى گردد شادمان بود . آقا رضا در عين آنكه مرد سياحت و جهانگردى بود در مدتى اندك ثروتى بسيار اندوخت كه بر اثر تجارت در هند روزبروز بر آن مىافزود ، چنان كه در طول زمان يكى از ثروتمندترين و قدرتمندترين شخصيتهاى سراسر هندوستان شد . و از آنجا كه پردلى و جوانمرديش كمتر از ثروتش نبود تصميم به ساختن مسجدى گرفت تا با ساختن عمارتى چنين شكوهمند و زيبا كه هيچيك از ديگر بناهاى شهر از لحاظ زيبائى و عظمت به پاى آن نمىرسد يادگارى براى اخلاف و نشانى از حقشناسى نسبت به زادگاه خود برجاى بگذارد . اين مسجد كه پيشتر از آن سخن گفتهايم ، قسمت اندرونىاش مزين به نقوش عالى و طلاكارى است و در نماى بيرونى از شكوه و عظمتى زايد الوصف برخوردار است . بنائى است كه مىتواند با بهترين و زيباترين ساختمانهاى قارهء آسيا برابرى كند .
--> ( 125 ) Chon Cham